در بخشی از کتاب از ذهن تا ماده می خوانیم:
دن بنه دتو کشیش پیر روی دیوار ،باغچه در سایه درخت سروی نشسته است. سیاهی ردایش دنباله سایه درخت است که به دیوار افتاده و آن را در خود محو کرده است. پشت سر ا و خواهرش پشت دستگاه نساجی خود که بین پرچینی از نهال های شمشاد و بوته های انبوه اکلیل کوهی کار گذاشته اند به نساجی مشغول است اما کوی دستگاه که از چپ به راست و از راست به چپ در جست و خیز است روی تارهای سرخ و سیاه حرکت می کند و این حرکت با آهنگ پایی ماشین که تار گشاها را بلند می کند و با حرکت شانه که بود را میکوبد موزون .است بعد از ظهر روزی از روزهای اواخر آوریل و هوا ملایم است. فکر نیز به دنبال حرکت ماکو از چپ به راست و از راست به چپ می جهد.
پیشنهادات کتاب پی دی اف برای شما
این کتاب با این عناوین نیز جست و جو می شود.
فایل خونه | مرجع دانلود کتاب های pdf