در بخشی از کتاب عشق و مرگ می خوانیم:
اوایل مهر ماه ۱۳۳۵ خودمان مطابق با اواخر سپتامبر سال ۱۹۵۶(میلادی) من در دانشگاه ایالتی مینه سوتا شهر سنت ،پال ایالات متحد آمریکا، مثلاً سال اول تحصیل در رشته شیمی را آغاز کرده بودم. در آن چهارشنبه عصر کذائی که می دانستم دکتر آلمر فراهام استاد کلاس شیمی ام و رئیس بخش شیمی کالج ،علوم در دفترش تنها است با کسب اجازه برای عرض ارادت و تقاضایی کوچک چند دقیقه ای به دیدن ایشان رفتم بعد از اینکه به آرامی در زدم صدایش را شنیدم که گفت: «بفرمائید در اتاقش منشی نبود او تنها پشت میزش نشسته بود با همان هیکل لاغر و صورت بسیار سفید و زیبا و چشمهای آبی و موهای سفید همچون نجبا با دیدن من مثل همیشه احترام گذاشت و مرا تا حدودی به جا آورد، یعنی فهمید که یکی از شاگرد های کلاس شیمی او .هستم گرچه فکر نکنم اسم عجیب و غریب مرا همان لحظه به یاد آورد و قیافه ام را که به دیگر شاگرد های بیشتر پسر و دخترهای سرخ و سفید و بلوند مینه سوتا نمی خورد گرچه بطور کلی قیافه ام بد نبود.
پیشنهادات کتاب پی دی اف برای شما
این کتاب با این عناوین نیز جست و جو می شود.
فایل خونه | مرجع دانلود کتاب های pdf