در بخشی از کتاب عوارض جانبی می خوانیم:
معدن دیگر نمی توانست کلوچه دومش را بخورد. سکوتش هم باعث نفرت مردم میشد، ولی او عقیده داشت صحبت کردن روش ناکارآمدی برای برقراری ارتباط است و ترجیح میداد حتى صمیمانه ترین مکالماتش را هم با ایما و اشاره انجام دهد. وقتی که او از هیأت علمی دانشگاه کلمبیا به خاطر جدال لفظی و فیزیکی اش با رئیس وقت دانشکده دو آیت آیزنهاور، عزل شد، با یک چوب فرش کوبی به انتظار رئیس سابق معروف ایستاد و آن قدر او را زد که آیزنهاور فرار کرد و برای پنهان شدن به یک مغازه اسباب بازی فروشی پناه برد بعد از آن دو مرد اختلاف آشکارا و زننده ای سر این داشتند که زنگ مدرسه در پایان کلاس به صدا درآید یا شروع کلاس بعدی.
پیشنهادات کتاب پی دی اف برای شما
این کتاب با این عناوین نیز جست و جو می شود.
فایل خونه | مرجع دانلود کتاب های pdf